مطرب مهتاب رو...
ادبی
یکشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۰
...به عزم توبه
| به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم | بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم | |
| سخن درست بگویم نمیتوانم دید | که می خورند حریفان و من نظاره کنم | |
| چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه | پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم | |
| به دور لاله دماغ مرا علاج کنید | گر از میانه بزم طرب کناره کنم | |
| ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت | حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم | |
| گدای میکدهام لیک وقت مستی بین | که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم | |
| مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی | چرا ملامت رند شرابخواره کنم | |
| به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی | ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم | |
| ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ | به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم |
نوشته شده توسط بهرام محرم زاده
در 6:28 | لینک ثابت
•
