مطرب مهتاب رو...
ادبی
سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰
...اين چه سوداست
اين چه سوداست كز تو در سر ماست
وين چه غوغاست كز تو در بر ماست
از تو در ما فتاده شور و شري
اين همه شور و شر نه در خور ماست
تا تو كردي به سوي ما نظري
ملك هر دو جهان مسخر ماست
پاكباز آمديم از دو جهان
كاتشت در ميان جوهر ماست
آتشي كز تو در نهاد دل است
تا ابد رهنماي و رهبر ماست
ديدهاي كو كه روي تو بيند
ديده تيره است و يار در بر ماست
ما درين ره حجاب خويشتنيم
ورنه روي تو در برابر ماست
تا كه عطار عاشق غم توست
دل اصحاب ذوق غمخور ماست
نوشته شده توسط بهرام محرم زاده در 3:51 |
لینک ثابت
•
درباره وبلاگ
منم آن نیازمندی که به تو نیاز دارم...
منوی اصلی
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو مطالب
عناوین مطالب وبلاگ
آرشیو مطالب
آذر ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۳
آبان ۱۴۰۲
مهر ۱۳۹۸
بهمن ۱۳۹۷
آبان ۱۳۹۵
بهمن ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
پیوندها
Powered By
BLOGFA.COM